در نشست گروه تاریخ عصر کتاب عنوان شد: با ظهور صفویان، مذهب در ایران شکل ساختاری به خود گرفت
(تاریخ ارسال: 01/03/11)
با وجود اختلافات و تنشهای موجود بین علما و فرمانروایان، نکات مشترک فراوان بین طرفین موجب ظهور یک ساختار مذهبی ـ سیاسی جدید در ایران عصر صفوی شد که از لحاظ ماهیت و کارکرد با حکومتهای اعصار گذشته تفاوتهای اساسی داشت.
@@
محمدعلی حیدری- پنجاه و نهمین نشست گروه تاریخ عصر کتاب با حضور تعدادی از استادان، دانشجویان و علاقهمندان به مباحث تاریخی در سالن اجتماعات کتابخانه عمومی سهروردی زنجان برگزار گردید. کتاب «ساختار نهاد و اندیشه دینی در ایران عصر صفوی» تالیف دکتر منصور صفتگل اثری بود که در این نشست مورد معرفی، نقد و بررسی قرار گرفت. در ابتدای این نشست فتحی، یکی از اعضای گروه تاریخ عصرکتاب، مولف این کتاب را یکی از پژوهشگران و صاحبنظران مختص سدههای نهم تا دوازدهم هجریقمری از تاریخ ایرانزمین عنوان کرد و اظهار داشت: دکتر منصور صفتگل، دانشیار گروه تاریخ دانشگاه تهران بوده و یکی از استادان پرکار در زمینه مطالعات و پژوهشهای تاریخی در ایران در عصر صفوی میباشد؛ ضمن اینکه بیشتر پژوهشها و تالیفات این دانشیار با محوریت تحولات اندیشه و موسسات مدنی، تاریخنویسی و تاریخنگاری صورت گرفته است. وی با اشاره به اینکه کتابها و مقالات متعددی از دکتر منصور صفتگل به چاپ رسیده، گفت: علاوه بر کتاب «ساختار نهاد و اندیشه دینی در ایران عصر صفوی» کتابهای متعددی از جمله کتاب «شجرهالملوک» تاریخ منظوم سیستان از کهنترین روزگاران تا آغاز سالهای فرمانروایی قاجاریان، کتاب قحطی بزرگ در قم در سال 1288 قمری، کتاب تاریخنویسی در عصر صفوی دوران شاه عباس اول، کتاب برآمدن و فرمانروایی تیمور و ... تحت عنوان تالیف و ترجمه از وی به چاپ رسیده و تعدادی نیز در آستانه ورود به بازار کتاب ایران میباشد. فتحی به دیباچه کتاب «ساختار نهاد و اندیشه دینی در ایران عصر صفوی» اشاره نمود و اظهار داشت: به لحاظ ماهیتی تکاپوی صفویان برای کسب قدرت با دیگر رهبران محلی و قبیلهای سلسلههای روی کار آمده در تاریخ ایران متفاوت میباشد؛ چراکه آنها علاوه بر خاستگاه شهری و یکجانشینی، رهبران مذهبی نیز به شمار میرفتند به طوری که بخشی از طرفداران آنها مریدان مذهبی صفویان بودند ضمن اینکه سایر رهبران به قدرت رسیده در آن دوران، خاستگاه صحراگردی داشته و پس از رسیدن به قدرت، یکجانشین شدند. وی در ادامه به گرایش صفویان به تشیع اثنیعشری اشاره نمود و گفت: صفویان پس از همراه شدن با فرآیند کسب قدرت رفتهرفته از آیین صفویان به سمت جریان فقاهتی و شریعتی تشیع گرایش پیدا کردند به طوری که برای تطبیق دعاوی سیاسی و حتی مذهبی آنان با مستندات فقهی، تلاشهایی از سوی صفویان و رهبران تشیع صورت گرفت اما با وجود این مباحث مسائلی به صورت تناقض در دعاوی دینی و سیاسی باقی ماند و موجب تنشهایی بین پادشاهان صفوی و مراجع مذهب اثنیعشری گردید. وی ادامه داد: با وجود اختلافات و تنشهای موجود بین علما و فرمانروایان، نکات مشترک فراوان بین طرفین موجب ظهور یک ساختار مذهبی ـ سیاسی جدید در ایران عصر صفوی شد که از لحاظ ماهیت و کارکرد با حکومتهای اعصار گذشته تفاوتهای اساسی داشت. در ادامه این نشست، صدیقیان، یکی دیگر از اعضای گروه تاریخ به اهمیت کتاب «ساختار نهاد و اندیشه دینی در ایران عصر صفوی» به لحاظ منبعشناسی اشاره نمود و اظهار داشت: با توجه به نوشتههای مولف، دکتر منصور صفتگل به اکثر کتابخانههای مهم داخلی و بینالمللی و داخلی از جمله کتابخانههای انگلستان، فرانسه و ... سر زده و با شرقشناسان بزرگی نیز درخصوص عصرصفوی و تحولات سدههای نهم تا دوازدهم هجریقمری گفتوگوهایی داشته و از طرفی 50 صفحه از این کتاب را به منابع و کتابهای مرتبط با عصر صفوی اختصاص داده است که این امر میتواند برای پژوهشگران و تاریخنگاران منبعشناسی خوبی در رابطه با دوران صفویه باشد. وی با اشاره به اینکه بزرگترین دغدغه دکتر منصور صفتگل بررسی نهاد و اندیشه دینی در ایران عصر صفوی میباشد، گفت: مولف برای پرداختن به این موضوع خود را موظف به بررسی اجمالی وضعیت سیاسی ـ مذهبی سلسلهای خاندان صفوی نموده و بخشهایی از کتاب را به این موضوع اختصاص داده است. صدیقیان با اشاره به اینکه مولف، ساختار سیاسی دوران صفوی را به سه بخش اصلی تقسیم کرده، یادآور شد: دکتر منصور صفتگل در این کتاب سه دوره تاسیس و برآمدن، دوره گذار و شکوفایی و دوران اضمحلال و فروپاشی را مورد بررسی قرار داده و برای هر دوره مولفهها و شخصیتهای خاصی را مطرح نموده است. این منتقد کتاب با اشاره به اینکه شاهاسماعیل و شاهطهماسباول از سوی مولف، موسسان این خاندان محسوب میگردند، اظهار داشت: صفویان در ابتدا میکوشند با در اختیار گرفتن قبایل بخصوص بخشی که در رشتهکوههای آناتولی مستقر هستند و از آنها به قزلباشها یاد میشود، سلسلهای تشکیل دهند که تا حدود زیادی نیز با توجه به وابستگی اعتقادی این قبایل به خاندان صفوی موفق میشوند. وی با اشاره به عقاید قبایل آناتولی گفت: قبایل شعبانی آناتولی معتقد به تصوف قبیلهای بودند که تلفیقی از تصوف و تشیع بوده و به مرید و مراد بازی اعتقاد داشتند، عقیدهای که موجب شد این قبایل به حمایت از خاندان صفوی بپردازند و آنها را در اهدافشان همراهی کنند. صدیقیان با اشاره به نحوه تغییر مذهب در تبریز توسط صفویان اظهار داشت: وقتی شاه اسماعیل اول با همراهی قزلباشها وارد تبریز شد تعداد زیادی از شهروندان این شهر سنی مذهب بودند در نتیجه مجبور به پیادهکردن آیین تشیع با اجبار و زور شد ولی به دلیل کمبود کتب و علمای مرتبط با تشیع برای تعلیم این آیین با مشکلاتی مواجه گردید. از طرفی شاهاسماعیل اول برای کشورداری و دیوانسالاری نیازمند قوانین و مقرراتی بود که با مذهب تشیع همخوانی داشته باشد. وی با اشاره به اینکه صفویان برای رسیدن به اهداف خود احساس نیاز به مراجع و علمای دینی کردند، گفت: صفویان برای رفع مشکل قانون شریعت مورد نیاز و تبلیغ و ترویج مذهب تشیع، اقدام به آوردن مراجع و علمایی از جبلعامل، عتباتعالیات و بحرین نمودند تا در کنار علمای ایرانی شرایط را برای پیادهکردن آیین تشیع در سراسر ایران فراهم نمایند. صدیقیان در ادامه به نحوه همکاری علمای تشیع با صفویان اشاره نمود و یادآور شد: ساختار نهاد دینی همچون دیوانسالاری در این دوره شکل سلسلهمراتبی به خود گرفت به طوری که در صدر این هرم بالاترین فرد تحت عنوان صدر بعد از آن به ترتیب شیخالسلام، قاضی، قاضیعسگر، مدرسان و متولیان امامزادهها قرار داشتند که در کنار ترویج آیین تشیع و پرورش طلاب از حکومت، مواجب و از مردم و کشاورزان حق خمس و زکات و وقف دریافت مینمودند به طوری که بیشترین درآمدها از سوی مردم به صدر اختصاص مییافت در نتیجه ساختار دینی در کنار ساختار دیوانسالاری قدرت پیدا کرد و به نوعی توانستند در مقابل قزلباشها بایستند و برای صفویان مشروعیت ایجاد نمایند. وی با اشاره به دوران شکوفایی صفویه و وضعیت مذهب در این مقطع تاریخی گفت: در زمان شاهطهماسب نهاد مذهب در کنار دیوانسالاری رشد کرده و در این زمان شاهد وزارتی تحت عنوان وزارت وقف چهاردهمعصوم هستیم که بیشتر زمینهای کشاورزی مرغوب کشور را در اختیار دارد اما با توجه به همکاری نهاد مذهب و دیوانسالاری، صفویان اوج دوران شکوفایی خود را تجربه مینمایند ولی با روی کارآمدن شاهعباس با توجه به اینکه وی عنوان صدر را با خود دارد که به لحاظ سلسله مراتب مذهبی بالاترین مقام محسوب میگردد، نهاد دینی نهاد دولتی را در دست میگیرد و حکومت به شکل خلیفهسلطانی درمیآید و رفتهرفته قدرت خود را از دست داده و سلسله صفوی متلاشی میگردد. در پایان این نشست، مباحثی نیز درخصوص ساختار نهاد وقف و عملکرد خاندان صفوی از سوی حاضران مطرح شد که صدیقیان به آنها پاسخ داد.
|