|
|
|
|
در چهل و هفتمین نشست عصر کتاب عنوان شد: رمان ایرانی، محصول تفکر معنوی مشروطهخواهانه است
|
|
| اخبار دسته |
حاج محمد شجری: پروفسور ثبوتی بیابان را گلستان کرد
• این فرد برای اعتلای مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان در اکثر میهمانیها حضور مییافت و آشنا و ناآشنا را برای کمک به دانشگاه مزبور ترغیب مینمود تا به گفته خود این مرکز را بینالمللی کرده و دانشجویانی تحویل جامعه دهد که از هر جهت برای کشور مفید باشند.
|
برای اقامت در فرانسه علیرضا افتخاری از ایران میرود
• پس از آن مراسم و مسائل بسیاری که در پی آن پیش آمد، برخوردهای بدی با من و خانوادهام صورت گرفت، پیگیریهایی که خبرنگاران هم داشتند به نوعی در حادشدن این ماجرا تاثیر داشت.
|
مروري بر نظام بودجهنويسي در ايران از مورگان شوستر تا ابراهيم عزيزي چرخي در حلقه باطل توسعهنيافتگي
• اين پيشنهاد كه گفته ميشود در مراحل كارشناسي در معاونت برنامهريزي و نظارت راهبردي در حال بررسي است، اگر به عنوان طرح به دولت ارائه شود، ساختار بودجهنويسي را يكبار ديگر طي يكصد سال گذشته دستخوش تغيير خواهد كرد.
|
میزان درآمد نفتی امسال ایران
• براین اساس با محاسبه تولید سه میلیون و 900 هزار بشکه تولید روزانه نفت ایران و کسر یک میلیون و 700 هزار بشکه مصرف داخلی روزانه حدود 2 میلیون و 200 هزار بشکه نفت صادر میشود که با احتساب رقمهای فوق الذکر درآمد نفتی امسال ایران 53 میلیارد و 948 میلیون و 400 هزار دلار برآورد میشود.
|
|
|
روزنامه مردم نو >گزارش
تاریخ ارسال: 04:15 - 03/12/1387
• رماننویسان امروز ایران مدیون خلاقیت هدایت میباشند. او داستان بوفکور هدایت را جزو خلاقترین نمونههای ادبی ایران در دوره سالهای 1320 عنوان کرد.
گروه گزارش ـ «خانم دکتر برای لحظهای به من خیره میشود. نگاهش جور عجیبی است. از آن شیطنت همیشگی خبری نیست، بالاخره به حرف میآید و میگوید: «خانم بداشتی نمیتواند بچهدار بشود.» برای لحظهای من هم به او خیره میشوم، احتمالاً میخواهم عمق حرف او را دریابم. دلم آشوب است و حسی از تنفر از درونم شروع به بالیدن میکند. «نمیدونستم قبلاً شوهر کرده.» غشغش میخندد. نگاهش باز هم شیطنتآمیز میشود و میگوید: «آخ از دست شما مردها.» «میتونست همان اول بگه، نباید با من بازی میکرد.» «آروم. آروم آقاپسر، چرا تند میری، اون شوهر نکرده، بکر و باکره، نترس دست هیچ مردی به اون نخورده، مطمئن.» «پس از کجا میدونی بچهدار نمیشه؟» بازهم میخندد، بلند میشود و از پنجره به خیابان نگاه میکند. به نظرم میخواهد مرا در تب و تاب نگه دارد. «قصه طولانی داره، اون از اون دست زنهایی است که به نحو کاملاً استثنایی یک نقص مادرزادی دارن» «چه نقصی؟» «تخمدان نداره.» نوشتههای بالا برگرفته از رمان «خالهبازی» نوشته بلقیس سلیمانی است که در چهل و هفتمین نشست عصر کتاب گروه ادبیات مورد نقد منتقدان قرار گرفت. بلقیس سلیمانی در سال 1342 در یکی از روستاهای کرمان متولد شده و دارای کارشناسی ارشد رشته فلسفه میباشد. وی هماکنون در رادیو فرهنگ مشغول فعالیت است. از این نویسنده پیشتر مجموعه داستانهای کوتاهی به نام «بازی عروس و داماد» و یک رمان به نام «بازی آخر بانو» به چاپ رسیده است. خاستگاه رماننویسی چهل و هفتمین نشست گروه ادبیات با صحبتهای مهدی جلیلخانی آغاز شد. وی با اشاره به سالروز تولد صادق هدایت، وی را از بزرگترین داستاننویسان ایران معرفی نمود و تصریح کرد: رماننویسان امروز ایران مدیون خلاقیت هدایت میباشند. او داستان بوفکور هدایت را جزو خلاقترین نمونههای ادبی ایران در دوره سالهای 1320 عنوان کرد. جلیلخانی در ادامه این نشست به خاستگاه رماننویسی اشاره کرد و اظهار داشت: رماننویس جنبههایی از زندگی را در الگویی تازه متبلور میسازد و دنیای خاص خودش را در رمان میآفریند، دنیایی تخیلی اما باورکردنی. وی گفت: رماننویس خلاق چون از حد تقلید ساده واقعیت در میگذرد، واقعیتی داستانی و تخیلی پدید میآورد، برتر از واقعیت روزمره چراکه بنیادیترین خصوصیتهای واقعیت را در ساختاری متشکل و بدیع ارائه میدهد. جلیلخانی رمان را به مثابه ژانری متعلق به خودآگاهی تاریخی انسان دانسته و آن را محصول ناخرسندی از وضعیت اجتماعی عنوان کرد و پیدایش رمان ایرانی را محصول تفکر معنوی مشروطهخواهانه برشمرد. وی تصریح کرد: نخستین ایرانیانی که اقدام به نمایشنامهنویسی و رماننویسی نمودهاند روشنفکران و تاجران مهاجری مثل آخوندزاده و طالبوف مراغهای و یا تبعیدیهای سیاسی مانند میرزاحبیب اصفهانی و میرزاآقاخان کرمانی بودند. وی همچنین نخستین طلیعههای رمان ایرانی را در اوایل سالهای 1250 شمسی دانست که در این سالها میرزاجعفر قرهجهداغی کتاب «ستارگان فریبخورده، حکایت یوسف شاه» نوشته میرزافتحعلی آخوندزاده را از زبان آذربایجانی به فارسی برگرداند. بنابراین میتوان گفت آخوندزاده پرورده فضای فرهنگی تفلیس و متأثر از واقعگرایان روس، اولین داستاننویس ایرانیتبار میباشد. او پیشرو فن نمایشنامهنویسی و داستانپردازی اروپایی در خطه آسیا است. او همچنین طالبوف را از جمله کسانی دانست که خط و الفبا را از موانع عمده ترقی و عقبماندگی جوامع شرق میداند. جلیلخانی در ادامه این مراسم اولین رمانوارههای ایرانی را از لحاظ تازگی شکل و محتوا، پدیده نوینی در ایران عنوان کرد که آغازگر دوره جدیدی در نثر فارسی میباشد. در دوره بعد که روند زندگی اجتماعی آرامتر شده است، ادبیات مسائل را با صراحت کمتر و پیچیدگی ادبی بیشتر بازتاب میدهد و همچنین جستوجوی هویت و امنیت مهمترین عامل پیدایش رمان تاریخی در ایران است. دبیر گروه ادبیات زمینههایی مثل فردیت و هویتیابی افراد با رشد طبقه متوسط و جدایی هنرمند از حامیان درباری و اشرافی و نیز دموکراتیک شدن نثر و همچنین فراهم آمدن امکانات فنی چاپ را از عوامل مساعد در پدید آمدن گونههای جدید ادبی دانست. رمان خالهبازی، آمیزهای از اسطورههای فلسفی و اتوبوسی سپس جلیلخانی به بازخوانی قسمتی از رمان «خالهبازی» پرداخت و گفت: رمان «بازی آخر بانو» از همین نویسنده، نشان داد که بلقیس سلیمانی قصد پاسفت کردن در عرصه رماننویسی دارد اما بر رمان خالهبازی دو نقد دوسویه و متضاد وارد است: اول اینکه این رمان واجد مؤلفههای فلسفی است و از سوی دیگر رمانی اتوبوسی است. این رمان در واقع درباره نقص خلقت یک زن است که در ادامه داستان به نقص فرهنگی زن نیز اشاره شده است. وی تصریح کرد: رمان با تأملی بر نظریه آدم و حوای مانوی آغاز شده است که آدم را نورانی و حوا را ظلمانی میداند و به پیروی از اندیشه ثنوی، روایت بین دو شخصیت اصلی رمان (ناهید و مسعود) تقسیم میشود. وی این رمان را مدلی از روشنفکری دانست که هرجا به نفعش نیست، عامی میشود. وی در خاتمه به مشکل ویرایشی و نامتناسب بودن افعال نیز اشاره کرد. رمان، گزارشی از وضعیت شخصیتهاست خامهپرست از دیگر منتقدان حاضر در جلسه به ساختار اتوبوسی رمان اشاره کرده و گفت: در رمان «خالهبازی» برخی شخصیتها وارد ساختار داستان شده و در قسمتی از آن خارج میشوند. وی در کل رمان خالهبازی را رمانی پرشخصیت میداند که این روال رمان بر ساختار اتوبوسی آن صحه میگذارد. وی در ادامه خاطرنشان کرد: اگر ریشه داستان و رمان را یکسان بدانیم، نویسنده در شروع هردو مشکل را برجسته میکند و شخصیت داستان را در چالش با آن مشکل نشان میدهد، در حالی که شخصیتهای این رمان گره و مشکلی ندارند و دچار درگیری نیستند. خامهپرست در ادامه این نشست گفت: در رمان بودن یا نبودن این اثر باید شک کرد. اثر فوق بیش از شباهت به رمان، به گزارشی گسترده از شخصیتها شبیه است. این منتقد درباره لحن داستان گفت: لحن شخصیتهای داستان اعم از زن و مرد کاملاً مشابه یکدیگر بوده و نمیتوان شخصیتها را از هم تفکیک کرد. وی معتقد است این نویسنده بیش از آنکه رماننویس باشد، داستان کوتاهنویس است. رمانی با شخصیتهای خاکستری کریمی از دیگر داستاننویسان و منتقدان این جلسه، رمان خالهبازی سلیمانی را ضعیفترین اثر وی برشمرد و اتفاقات این رمان را شبیه به داستان نیمه غایب نوشته حسین ثناپور دانست. وی در ادامه با اشاره به نثر روان داستان، تغییر زاویه دید نویسنده را در برخی فصول کتاب الزامی ندانسته و شخصیتهای رمان را خاکستری عنوان کرد. وی در ادامه گفت: راوی داستان از زاویه اول شخص استفاده کرده و مثل قصهگویان، راوی داستان است و اطناب بیش از حد به روند داستان لطمه زده است. در پایان چهل و هفتمین نشست گروه ادبیات برخی از حاضران به طرح سؤالاتی در زمینه این کتاب پرداختند. |
|
|

|