|
|
|
|
گلایهای از باب دوستی
|
|
| اخبار دسته |
استعدادهای نامرئی
• توقع زیادی نیست که حتی یک همشهریمان پیراهن تیم ملی را بپوشد ولی به نظر میرسد غیر از چند رشته نوظهور ورزشی و رزمی و چند رشته معدود دیگر سایر رشتهها فعلاً جایی در تیمهای ملی ندارند.
|
سهم ما کجاست؟ نگاهی به وضعیت ورزش زنجان
• کاش میشد وقتی فوتبالی را میبینیم، گزارشگر آن نامی از زنجان ببرد. همه ما میدانیم در صلاحیت و دانش مربیان زنجان حرفی نیست ولی مربیگری و تحویل دادن بازیکن به کشور به چیزی بیش از مربیگری نیاز دارد، چیزی که مربیان لرستان و چند شهر دیگر که جایی در فوتبال این کشور ندارند، دارند. |
چرا مردم منطق ندارند
• درست است که 80 درصد پول مملکت دست 20 درصد مردم است اما این هم هیچ ربطی به بیعدالتی ندارد اصلاً این 80 درصد آینه عبرت همان 20 درصدند. |
داغي كه 40 روزه شد
• چه سادهلوحانه خيال كرديم سه كودك بيپناه قصهمان فقط همان يك بار داغ ديدهاند. به خودمان زحمت نداديم فكر كنيم زهرا، محمدمهدي و مريم، شب قبل هم داغ ديده بودند، دو شب قبل هم همينطور، اصلاً خيلي وقت بود كار آنها داغ ديدن بود. |
|
|
روزنامه مردم نو >سرمقاله و یادداشت
تاریخ ارسال: 06:04 - 16/11/1387
• مگر نه آنکه مطبوعات زنجان همگی یار دیرآشنای درد و محرومیت و مظلومیت تک تک شهروندان این دیارند. چرا باید چنین خبری از چشم و گوش خبرنگاران محلی پنهان بماند و همکار ارجمندی از پایتخت به گزارشگری این فاجعه هولناک کمر همت ببندد
روابطعمومی بهزیستی را همواره گرامی داشتهایم و خواهیم داشت هم به خاطر حضور انسانی فهیم که همواره رشته انس و الفتی با مطبوعات دارد و هم به خاطر همکاری صمیمانهای که این روابطعمومی با رسانهها داشته است و دارد اما در کنار همه این انس و الفتها حالا گلایه و پرسشی داریم از باب اندکی بیمهری، اهل مطبوعات دیروز در صفحه اول روزنامه اعتماد، مطلبی را دیدند با تیتر «درد گلزخمها روی بدن دختر قالیباف زنجانی» نوشته همکار ارجمند و توانای مطبوعاتی خانم بنفشه سامگیس. همه آنانی که این گزارش تکاندهنده را خواندند، همه آنانی که بر رنجها و دردهای این دختر قالیباف گریستند، همه وجدانهای بیداری که با آگاهی از این فاجعه انسانی، آهی از سر درد و هیهات کشیدند، بیشک به حرمت قلم این خبرنگار ارزنده که اینچنین با مهمیز قلم بر سیاهی شب دیوناک شلاق کشیده است، از جای برمیخیزند و ادای احترام میکنند اما درست در همینجا سؤالی ذهن مخاطب فهیم زنجانی را آزار میدهد که چرا در جایی که چنین مظلمهای آن هم درست در بیخ گوش اهالی این شهر برپاست خبری از اصحاب جراید زنجان نیست و چرا چنین خبری از آنها دریغ میشود راستی را ریشه این بیمهری از کجاست. مگر نه آنکه مطبوعات زنجان همگی یار دیرآشنای درد و محرومیت و مظلومیت تک تک شهروندان این دیارند. چرا باید چنین خبری از چشم و گوش خبرنگاران محلی پنهان بماند و همکار ارجمندی از پایتخت به گزارشگری این فاجعه هولناک کمر همت ببندد اگر نبود ارتباط و دوستی دیرین روابطعمومی بهزیستی با اصحاب مطبوعات محلی، بیشک ظن و گمان، بر بسیاری چیزها میرفت آنچنانکه نباید و نشاید. بهر تقدیر امید آن داریم که چنین رویهای آخرین باشد و علقه محبت روابطعمومیها با مطبوعات بسیار بهتر و بیشتر از این باشد که هست. در پایان به احترام خبرنگار دردآشنای مطبوعات ایران و هم به جهت اطلاع مخاطبانی که این نوشته را ندیدهاند و هم به جهت رسالت مطبوعاتی و اطلاعرسانی بر خود واجب دانستیم که مطلب مزبور را از باب تنویر افکار عمومی منتشر نماییم و از مسئولان و متولیان و کارشناسان ذیربط انتظار داشته باشیم در کالبدشناسی و آسیبشناسی مسائلی از این دست اقدام جدی نمایند تا شاید دیگرباره شاهد چنین فجایع تکاندهندهای نباشیم و بر این نکته نیز تأکید نماییم که همچنان به ارتباط و تعامل دوسویه خود با روابطعمومی محترم پای بندیم. روزنامه مردمنو |
|
|

|