|
|
|
|
در چهل و پنجمین جلسه گروه ادبیات عصر کتاب عنوان شد: تحول در شعر فارسی ادامه دارد
روزنامه مردم نو >گزارش
تاریخ ارسال: 05:00 - 02/06/1387
• سلطانیطارمی در سال 1334 در طارم به دنیا آمد و در حال حاضر ساکن تهران است اما در شعرهای او به خوبی میتوان بوی زیتون و طارم را حس کرد، اشعار وی آمیخته با حال و هوای زادگاهش میباشد و شعر وی نوع جدیدی از سبک شعر نو به حساب میآید.
گروه گزارش ـ کتاب «از زلف خورشید گرفتن» با حضور نویسنده آن سعید سلطانی طارمی در چهل و پنجمین نشست گروه ادبیات عصر کتاب مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در این نشست که در قرائتخانه سهروردی در کنار قفسههای پرکتاب برگزار میشد ابتدا جلیلخانی مدیرگروه ادبیات گفت: از زلف خورشید گرفتن از جمله کتابهای سطانیطارمی است، وی کتابهای دیگری هم دارد که عبارتند از: رجزخوانی مستانه قابیل، وقایع شکوهمند زن و زمین. وی افزود: سلطانیطارمی در سال 1334 در طارم به دنیا آمد و در حال حاضر ساکن تهران است اما در شعرهای او به خوبی میتوان بوی زیتون و طارم را حس کرد، اشعار وی آمیخته با حال و هوای زادگاهش میباشد و شعر وی نوع جدیدی از سبک شعر نو به حساب میآید. جلیلخانی اظهار داشت: در این جلسه اشخاصی که اعلام آمادگی برای نقد کتاب کرده بودند حضور ندارند و مجبوریم ادامه جلسه را بدون منتقدان به مؤلف بسپاریم. در ادامه نویسنده کتاب مزبور به لزوم دگرگونی در ادبیات و شعرفارسی و شرایط زمانی مکانی آن پرداخت و گفت: اول درود میفرستم به روح دوستان شاعرم در زنجان، مسعود افشار و حسین منزوی که زندگی آنها را از ما گرفت و ادامه داد: زندگی جوامع انسانی همیشه در حال تپش و دگرگونی است و هیچ چیزی در جریان زندگی انسان از تغییر و تحول مصون نیست. دگرگونیهایی که در وسایل و شیوه تولید در جریان زمان رخ میدهد نیازها و خواستههای بشری را نیز تغییر میدهد. وی افزود: انسانها زمانی به هنر میپردازند و زیبایی را میبینند که از دغدغه روزمره و احساس ناامنی اقتصادی خالی باشند، پس دوران طلایی هنر به دوران رشد اقتصادی جوامع برمیگردد. در چنین دورانهایی قواعد و ضوابط آثار هنری تثبیت میشوند و شاهکارها پدید میآیند و در عین حال نطفههای تغییر و تحول در اعماق جامعه شکل میگیرد، به تبع آن سلیقه زیباییشناسی نیز تغییر میکند، آنگاه است که هنرمندانی ویژگیهای عصر خود را دریافته، با رعایت سلیقه و روانشناسی تاریخی هنرشان را پدید میآورند و تحولی متناسب با خواست جامعه و دگرگون، خلق میکنند اینها فرزندان زمان خویشند. وی ادامه داد: آرامشی که جامعه ایران در عهد ناصری تجربه کرده آرام آرام زمینه رشد نطفههای تغییر را که قرنهای پیش گرفتار یک ایستایی سمج بود فراهم کرد. رشد این نطفههای فرهنگی تحولطلبی منجر به انقلاب مشروطه شد که، هر چند طبقه حاکم را برنینداخت اما دامنه اختیارات پادشاه را ولو روی کاغذ محدود کرد و نهادهای نوین را در جامعه ایران یا تقاضا کرد یا ایجاد کرد. این تحولات تند انبوهی از مسائل تازه را وارد زندگی جامعه ایران کرد که ادبیات ایران بخصوص شعر فارسی با آنها آشنا نبود و ابزاری لازم جهت بیان آنها نداشت. هرچند شاعران دوران مشروطه به تغییر درونمایه شعر فارسی برای بیان این تحولات اذعان داشتند اما در میان آنها شاعرانی بودند که به تغییر درونمایه قانع نبودند. وی گفت: ساختار و صورت شعر قادر به پاسخگویی به مشکلات زمانه نیست و باید تغییر کند. تقی رفعت و شمس کسمایی از چهرههای درخشان آن گروهند. • از تقی تا نیما وی افزود: تقی رفعت به تمام ضرورتهایی که بعدها نیما بر آن پای فشارد پی برده بود و معتقد بود انقلاب سیاسی ایران نیازمند یک تکمله و تتمه یعنی عصیان ادبی است. زمان مرگ تقی، نیما 24 ساله بود و هنوز دو سال لازم بود که شعرهای مهم ای شب و افسانه را بسراید و 18 سال بعد باید میگذشت تا ققنوس نخستین نوزاد تحول ادبی ایران آفریده شود. نیما با گذار از دالان افسانه به تالار تحول شعرفارسی رسید و درک کرد که اصلاحات ادبی در قالبهای کهن راه به جایی نخواهد برد و اعلام کرد که مصرعهای شعر من زمانی تمام میشود که حرف من تمام شود. سلطانیطارمی به ویژگی شعرهای نیما پرداخت و ابیاتی از آنها را خواند و گفت: نیما علاوه بر اینکه تحولی در شعر فارسی ایجاد کرده پس از گذشتن از دوره رمانتیسیسم، بنیانگذار شعر سمبولیستی زبان فارسی شد در واقع او در همه این مراحل به خصوص در انتخاب سمبولیسم نیمنگاهی به شعر جهان بخصوص فرانسه داشت اما نگاه اصلیاش به درون بود. او میدانست که این نهال برومند یعنی شعر نو باید ریشهاش را در اعماق خاک هزار ساله شعر فارسی محکم کند تا بتواند بر روی ساقه جوان خود بایستد و شاخههایش را به سوی آفتاب بلند کند. او تنها کسی است که در میان انبوه پیامبران شعر فارسی توانست هنرمندانه مرزهای خیال را در نوردیده و به شعر برسد و اشیا را در رویاهای ما واقعیت بخشد. زیرا با شیوه او میتوان به شعر رسید و از این بیهودگی دنیای واقعیتها به سرچشمه جهان حقیقی دست یافت. هنوز شعر نیمایی نمونهای است که میتواند جامعه شعرخوان فارسی را به خود جذب کند. اما شعر نیما موزون است، این گناهی است که به نیما بخشیده نخواهد شد و همچون تعریف قدما که شعر باید موزون باشد موزون است ولی این تعریف قدما محدود است و دامنه شعر بسیار بالاست اما این امر سبب نمیشود که بپذیریم شعر سخنی است غیر موزون، غیر مقفی و غیر مخیل که هیچ فکری را بیان نمیکند. در ادامه جلیلخانی گفت: این دومین جلسهای بود که در رابطه با نیما برگزار میشد اولین جلسه در سال 83 بود و صحبتهای سلطانیطارمی در تأیید نقد جورکش در سال 83 بود. • کارهای جدید سلطانی گفت: یک کاری در دست دارم به اسم الواح سومری که روی سیستم و ساختار الواح سومری یک سری شعرهایی گفته میشود که چهار نمونه از این شعرها در روی سایت دینگدانگ آمده است که به صورت یک مجموعه درخواهد آمد و همچنین یک مجموعه با نام زلزله است که بعد از زلزله طارم مسائلی در خاطرم مانده و به کتاب شعری تبدیل خواهد شد. وی در ادامه شروع به خواندن اشعاری از کتاب وقایع شکوهمند زن و زمین کرد. در ادامه یکی از حضار شروع به نقد کتاب از زلفهای خورشید گرفتن کرده و گفت: در جاهایی از کلمات قدیمی و ثقیل استفاده شد که در شعرنو کمتر استفاده میشود همچنین از سبک تخفیف کلمات استفاده زیادی شده به عنوان مثال ز بجای از، ده بجای بده و ... استفاده شده است که سلطانی هم آنها را پذیرفت. در پایان جلیلخانی با تشکر از حضار زمان جلسه بعدی را بعد از ماه رمضان اعلام کرد. |
|
|

|