Zanjan

 

 

 

Mardom-e-No

   

  آخرین بروزرسانی: 20 بهمن 1388  

10 news این سایت خبری را اولین مرجع خود کنید ارسال پست الکترونیک به ما

خبر
سرمقاله و یادداشت
گزارش
گفت و گو
طنز
مطالب رسیده
عکس و گزارش تصویری
ستونهای ثابت
سرویس شهرستانها(خدابنده)
گزارش آگهی

شىدسچپج
1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30

نظر شما راجع به این وب سایت چیست؟

عالی
خوب
متوسط
ضعیف

|روزنامه مردم نو|  به سایت روزنامه مردم نو خوش آمدید  
نامه يك جانباز به مقام معظم رهبري
امتیاز: 5 / 5 (6 رای)   نسخه چاپی ارسال پست الکترونیک به دوستان در باره این مقاله نظر بدهید
اخبار دسته
نامه وارده
اهالی پایین‌کوه: به مشکلات ما رسیدگی کنید

• آب و برق و گاز و تلفن را قطع و موجب سلب آسایش اهالی شده اند. بدون دلیل و مدرکی زمینها را تصرف نموده و می نمایند و به شارع مقدس اسلام و مقررات اعتنایی نمی کنند. اگر عمل میکنند چرا دادگاه و قاضی محترم حکم به محکومیت آنها داده است؟
سجاس را چه شده است
گرچه می‌خندد ولی گریه دارد حال این شهر

• لازم است قبل از اینکه حوادث ناگوارتری رخ دهد این درخواستهای بحق کشاورزان را به جد پیگیری و عملی سازند تا شاید بخشی از آلامشان تسکین یابد و مردم محروم این شهر که همیشه 80 درصد آرایشان را به سبد جناح راست ریخته‌اند منتظرند که چگونه دولت مهرورز و عدالت محور گره از مشکلاتشان خواهند گشود و بر زخمهایشان مرهم خواهند نهاد.
طلاق ، طوفان زندگي
• براساس آمار ارائه شده از دفتر اطلاعات و آمار جمعيتي سازمان ثبت احوال استان زنجان در 6 ماهه اول سال 1387 تعداد 8038 فقره ازدواج دائم ثبت گرديده كه اين رقم در زمان مشابه سال 88 به 7146 فقره كاهش يافته است.
آشنایی با بیمه

• کلیه خساراتی که در اثر آتش‌سوزی، صائقه و انفجار به وسیله نقلیه مورد بیمه وارد گردد طبق شرایط بیمه‌نامه تحت پوشش شرکت بیمه خواهد بود.(آتش‌سوزی)
روزنامه مردم نو >مطالب رسیده
تاریخ ارسال: 00:00 - 21/04/1386

• بنده مريض بودم و از فشارهاي دروني با كمك چند جانباز به سرم وصل شده بودم پنج ماشين پليس دور خانه‌ام را محاصره كردند بدون رعايت خانواده يك جانباز و اخطار دكتر معالجم با ضرب و شتم فرزندان خردسال و همسرم كه تنها حامي و تكيه‌گاه من معلول است با جبر و قُلدري مرا بدون پاهاي مصنوعي (مغول‌وار) به زندان هدايت كردند

به: مقام معظم رهبري حضرت آيت‌ا… خامنه‌اي
ضمن عرض سلام و درود فراوان خدمت مقام عظماي ولايت
اينجانب محمدولي حيدربيگي جانباز 70 درصد جنگ تحميلي (جزو جانبازان گروههاي ويژه كه از لحاظ روحي و رواني دچار مشكل بوده و دائماً تحت نظر پزشك متخصص اعصاب و روان مي‌باشم) درخواست مي‌كنم به قصه پرغصه اينجانب عطف توجه فرماييد تا روشن شود در شهرستاني كوچك چون (ابهر) زورمداران و به سفره پربركت انقلاب رسيدگان با من جانباز هستي باخته چه مي‌كنند؟ تا تعميم دهيد به آحاد مردم؟ تا فشار مضاعف و فرياد در گلويشان محرز گردد، در نوزدهم خردادماه در جلسه توسعه شهرستان متشكل در فرمانداري شهرستان ابهر با آقاي احمد مهدوي نماينده خودمحور و پرغرور ناشي از انباشت كيسه‌هاي خود و اطرافيان حضور داشتند. اينجانب طبق گواهي بنياد شهيد و امور ايثارگران و جانبازان هيچ‌گونه توقعي از انقلاب نداشته و از هيچ امتيازي البته بنا به درخواست خودم بهره‌مند نبوده‌ام. اما راجع به عملكرد آقاي مهدوي انتقاد نمودم. مسلماً اقرار مي‌كنم باتوجه به آلام دروني كه ناشي از ضعف جسماني و روحي كه ناشي از 9 ماه زنداني بودن در دست گروه كومله در سال 58 و معلوليت و قطع دو پا در سال 65 (كه افتخار زيارت حضرتعالي را نيز در بيمارستان مصطفي خميني داشتم) و مقايسه زندگي پرملال خود و خانواده‌ام با خانواده آقاي مهدوي كه سالها قبل از انقلاب همراه با شهيد مرحوم مهندس حيدربيگي (برادرم) درايام نوجواني جهت استقرار حكومت الهي مبارزه كرده و اكنون چون گوشتي لهيده در كنج اتاق سربار زحمات همسرم هستم و ايشان از بدو انقلاب با تصدي پست فرمانداري و نمايندگي و وابسته بودن به شاخه‌هاي قدرت زندگي فرعوني به هم زده و همواره پيرو منافع شخصي است. انتقادم توأم با پرخاش و انعكاس درد دروني بوده همان روز آقاي مهدوي زور، بازو و زر ذخيره كرده‌اش را براي متلاشي كردن اعتبار و آبروي من بكار برد؟ بنده توسط نيروي انتظامي جلب و به دادگاه اعزام شدم. قاضي پرونده كه شديداً زير فشار بود به قراري با مبلغ 20 ميليون ريال به ضمانت شخصي ساعت سه بعدازظهر روانه خانه‌ام ساخت. البته رضايت آقاي مهدوي جلب نشد؟ حال به تراژدي بعدي و تداعي دادگاه بلخ توجه فرماييد. روز سه‌شنبه مورخه 12 تيرماه كه بنده مريض بودم و از فشارهاي دروني با كمك چند جانباز به سرم وصل شده بودم پنج ماشين پليس دور خانه‌ام را محاصره كردند بدون رعايت خانواده يك جانباز و اخطار دكتر معالجم با ضرب و شتم فرزندان خردسال و همسرم كه تنها حامي و تكيه‌گاه من معلول است با جبر و قُلدري مرا بدون پاهاي مصنوعي (مغول‌وار) به زندان هدايت كردند كه بلافاصله به درمانگاه زندان راهنمايي شدم. 72 ساعت جهت جلب رضايت آقاي مهدوي بدون دليل و منطق و تفهيم اتهام در زندان بودم باتوجه به وضعيت جسماني و تقاضاي اينجانب از مسئولان زندان كه شامل پاهاي مصنوعي‌ام و اسپري شيميايي ريوي، قرص اعصاب و روان، ويلچر و توالت فرنگي و حتي لباس كه متأسفانه بعد از 48 ساعت در اختيار من قرار داده حال خود قضاوت كنيد؟ كه مجدداً با ضمانت 12 ميليون توماني يكي از معتمدان آزاد شدم در حالي كه فرزندانم دراثر ضرب و شتم حافظان ناموس مردم؟ به سختي صدمه جسمي و روحي ديده و تنها حامي و تكيه‌گاهم (همسرم) با ضرب يكي از مأموران اختلال حواس پيدا كرده نمي‌دانم؟ آقاي احمد مهدوي راضي شده يا نه؟ آيا تكيه بر سرير مردمي برايش خوشايند است؟ آيا اموال انباشته در كيش و دوبي و برج واقع در خيابان بخارست و زندگي‌اش در جردن (كاخ فرعوني) ابدي است؟ آيا مسئولان دادگستري ابهر و نيروي انتظامي؟ و اداره اطلاعات؟ و امام‌جمعه؟ و مسئولان دايره زندان؟ و فرمانداري شهرستان ابهر؟ زير چتر حمايت نماينده مجلس ارتقاي مقام حاصل مي‌كنند يا نه؟ آيا سفارش زعيم از دست رفته در مورد جانبازان براي مسئولان مفهومي دارد يا نه؟
در ضمن جهت اطلاع از وضع جسمانيم و چگونگي هجوم مأموران كپي اظهارات دكتر معالج و شاهد در منزل به پيوست تقديم مي‌گردد.
ابهر ـ جانباز بالاي 70 درصد گروههاي ويژه محمد ولي‌حيدربيگي

 
احتراماً گواهي مي‌شود اينجانب دكتر جعفر نقي‌لو كه براي ويزيت و تزريق سرم آقاي محمد ولي‌حيدربيگي به خانه ايشان رفته بودم مورد بازجويي نيروي انتظامي قرار گرفتم و بعد هم كه موضوع برايشان روشن شد و من داخل منزل شدم در حين وصل سرم با هجوم مأموران جهت دستگيري وي مواجه شدم و باتوجه به جانبازي ايشان و عدم امكان فرار وي از مأموران خواستم تا پايان سرم تزريقي ايشان را مهلت دهند ولي آنها گفتند قاضي گفته است او را با هر وضعيت كه باشد حتي با سرم به دادگاه بايد ببريم و من گفتم ممكن است كه خونريزي و عوارض بعدي داشته باشد ولي گفتند دستور قاضي است كه او را در همين وضعيت به زور ببريم و من بعد از اين مورد منزل را ترك و به درمانگاه سپاه برگشتم (و با خود گفتم لابد جرم سنگيني انجام داده كه جانباز شده است) تا آقاي قاضي در آسايش و راحتي و امنيت حاصل از دفاع او از جمهوري اسلامي رأي به بازداشت او در هر وضعيتي بدهند؟ لذا از شغل پاسداري خود نيز كه به چنين انسانهايي كه احترام ولي‌نعمتهاي خود را به قول حضرت امام ندارند؟ شرمنده شده‌ام؟ آيا ما واقعاً به چه كساني خدمت مي‌كنيم؟ كساني كه آسايش آنها را تأمين مي‌كنيم؟ تا آنها موجب عدم آسايش و راحتي ما شوند؟ آيا اين عمل اسلامي است؟ چون حتي در رژيم شاه نيز تجويز پزشك قابل احترام بود و رعايت مي‌شد؟
دكتر جعفر نقي‌لو، پزشك سپاه




 

 

 

خانه   درباره ما   تماس با ما   نقشه سایت
کلیه حقوق این سایت متعلق به روزنامه مردم نو می باشد. استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع آزاد است
سامانه خبری قاصدک نسخه الف-۸۵، طراحی و ساخت توسط تیم باراک